چهارشنبه 29 شهريور 1396
جملات قصار:
امام رضا (علیه السلام) :دانش گنجینه های با ارزشی است و کلیدهای آن پرسش است پس بپرسید خدایتان رحمت کند.                        امام صادق (ع) می فرمایند : سوال کلید گنج دانش است                        امیر المومنین علی (علیه السلام) : هرکس با خردمندان مشورت کند از پرتوی خردها روشنایی می گیرد .                       
  پیگیری سوالات  

 کد رهگیری:



  ورود  
نام کاربری :   
کلمه عبور :   



به خاطر بسپار
[عضویت]
کارشناسان  

 

صفحه اصلي > 
مرکز پاسخگویی و مشاوره دینی اداره تبلیغات اسلامی لارستان  


داستان کوتاه
الهام
یک روز تو حیاط دانشگاه اومد جلو و با نشاط خاصی سلام کرد ، دستشو کرد تو کیفش چیزی در بیاره که با جدیت گفتم : ببین آقا پسر من هیچ دلیلی نمی بینم با شما صحبت کنم. با شنیدن این حرفم خشکش زد و هیچی نگفت. مکثی کرد ، پابه پا شد و عقبگرد کرد و رفت. کمی دلم براش سوخت اما اگه اجازه میدادم حرفی بزنه باید منتظر بقیش هم بودم. 
 
 5 بهمن 1395- 08:52:24 - نظرات : 2ادامه مطلب >>
کانال مهدوی
Imfuture
 
 
 
در کانال تلگرامی مهدوی ما عضو شوید
 
imfuture@
 
 25 دي 1395- 09:13:29 - نظرات : 0ادامه مطلب >>
داستانی بوسه نور
بوسه نور
وقتی محسن و فائزه به خانه رسیدند خسته بودند و بلافاصله به خواب رفتند . فائزه در خواب خود را فضایی نورانی و زیبا مشاهده کرد . در صحرایی پر از گل و سبزه  . کناربوته گلی نشست و غرق مشاهده آن شد . مثل اینکه تا بحال چنان گل زیبایی ندیده بود . در همین هنگام نوری چشم نواز توجه او را به خوب جلب کرد . سرش را بلند کرد . مرد میان قد نورانی جلو او ایستاده بود و با لبخندی زیبا به او نگاه می کرد . همین که فائزه متوجه او شد گفت : از اینکه با بچه های من با مهر و محبت رفتا کرده ای از تو تشکر می کنم و می خواهم پاداش این کار را به تو بدهم بعد دست راست خودش را آورد جلو صورت فائزه و آنرا گشود . شکل بوسه ای کف دست او نقش بسته بود اما از این شکل زیبا نوری می درخشید که تا بحال فائزه آنرا ندیده بود . حسی دلنواز به او دست داد . حسی بی مانند که به قلب و دل فائزه خنکای بی نظیری می بخشید . در فضای آن نور زیبا حس رهیدگی عجیبی به او دست داد که پر از عشق و محبت بود . 
 
 
 15 دي 1395- 08:06:18 - نظرات : 2ادامه مطلب >>
داستانی پرستار دل
پرستار دل
او هرروز بعد از ظهر می آمد  و تا پاسی از شب از سارا مراقبت می کرد. او هنوز نتوانسته بود با دختری متکبر رابطه قلبی کاملی برقرار کند اما در عین حال خودش را متعهد می دید که به وظایف پرستاریش بدون توجه به حالات درونی، عمل نماید. ظاهرا سارا هم اینطور بود، چون سرووضع زینب و رفتار و کلامش با او متفاوت بود . با اینکه در اکثر ساعات کار، درون آن خانه ویلایی بزرگ هیچ مردی نبود اما زینب هیچوقت یک لباس آزاد و راحت نمی پوشید و همیشه با مانتو و مقنعه بود این کار حرص سارا را در می آورد . وقتی هم که می رفت چادر سرش می کرد. از نظر سارا زینب یک دختر بی کلاس اما وظیفه شناس و مهربان بود. اخلاق خوش زینب که هیچگاه حتی در بدترین وضعیت تغییر نمی کرد محبتی نهان از او در دل سارا قرارداده بود . فکر می کرد مهربانی زینب چیزی بیش از انجام وظیفه پرستاری است. تاثیر گذارترین حالات زینب در سارا حالت نماز او بود.
 14 دي 1395- 10:09:54 - نظرات : 0ادامه مطلب >>






  یادداشت  
 یادداشت
لیست عناوین و مقالات
 
نظام آفرینش
درآمدی بر فقه نوین
نقد فیلم لوسی
عوامل حیات و نابودی جامعه
نامه ای به دوستان طلبه حجره نشین
حیات برین در سایه سار دین
نحوه بیانات قرآن کریم در معارف
زیبایی های اخلاقی در صحنه کربلا
معانی زیبایی کربلا از منظر حضرت زینب علیها سلام
پرسشهای عاشورایی
پرسشهای عاشورایی
محبت ، تهدید و فرصت
شعر محرم
خاطرات جالب
تزکیه و تعالی
انقلاب اخلاقی در ظهور
بزرگترین عید اسلامی
علت عدم خستگی از تکرار نماز
رابطه فاجعه منا و قضا و قدر
ترسناکترین نشانه های ظهور ، نشانه های ظهور ، ظهور
 

  تبلیغات  
  اوقات شرعي  

درباره ما  ارتباط با ما  |  آمار بازدیدکنندگان |  جستجو  |  فید مطالب

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

طراح : شرکت گذرگاه وارثان لارستان‬